آنالیز دیدار بایرن- بارسا؛ نمک باواریایی ها روی زخم بارسا

در این دیدار یوپ هاینکس به جای ماریو ماندژوکیچ، از ماریو گومز استفاده کرد و ژروم بواتنگ را هم جانشین دنیل فن بویتن کرد تا گرفتار سرعت مهاجمان بارسا نشوند.

تیم ویلانووا هم با ترکیبی قابل پیش بینی راهی میدان شد, مسی پس از مصدومیت از ناحیه همسترینگ سرانجام توانست خود را به بازی برساند، الکسیس سانچس در سمت چپ خط حمله قرار گرفت و پدرو هم در راست به میدان رفت.

بارسا خیلی خوب بازی را آغاز کرد و در 10 دقیقه ابتدایی کاملا بر بازی مسلط بود اما بایرن از نظر استراتژی ب ی نقص بود و کاملا با شایستگی به پیروزی رسید.

پرسینگ بایرن

پرسینگ همیشه در تعیین شکل بازی مهم است و استراتژی پرسینگ بایرن به خوبی عمل کرد. آنها از شیوه ای استفاده کردند که در چند سال اخیر بسیار محبوب شده است. آنها تیم حریف را نزدیک به دروازه خودشان پرس می کردند و اجازه نمی دادند که توپ به راحتی به خط میانی شان برسد اما وقتی توپ از این پرس عبور می کرد، آنها شکل دفاعی منسجمی می گرفتند و از آن لحظه به بعد، کمتر خط دفاعی بارسا را پرس می کردند.

بارسا در نیمه زمین خودی به راحتی توپ را از دست نمی داد؛ مگر اینکه تحت فشار زیادی قرار می گرفتند. فشاری که در نهایت موجب گل اول بایرن شد، از دو اشتباه بارسا ناشی شد. پاس اشتباه بارترا که به یک کرنر غیرضروری انجامید و سپس، وقتی بارسا خطر را دفع کرد، بوسکتس بار دیگر در موقعیتی خطرناک توپ را از دست داد.

بارسا در دقایق ابتدایی بالاتر از بایرن پرس می کرد (نزدیک تر به دروازه)  هرچند لیونل مسی آماده نبود و نمی توانست به اندازه کافی روی خط دفاع حریف فشار وارد کند. اما فشار از جلو ، اگر از حمایت خط میانی برخوردار نباشد، همیشه مفید نیست و بایرن می توانست به راحتی توپ را از آن منطقه عبور بدهد؛ به ویژه با عملکرد خوب بواتنگ که با پاس های بلند دقیقش، فشار را از روی خط دفاعی بایرن کم می کرد.

شکل دفاعی بایرن

بایرنی ها بدون توپ به نحو ستایش آمیزی منظم بازی می کردند؛ به ویژه اینکه غیبت مانژوکیچ هم یک مشکل قابل پیش بینی را برای آنها ایجاد کرده بود. این مهاجم کروات در کارهای دفاعی بسیار موثر است و این را در دیدارهای قبلی باواریایی ها مقابل آرسنال و یوونتوس نشان داده بود. گومز و توماس مولر کمی عقب تر بازی می کردند و یکی از آنها همیشه در نزدیکی سرخیو بوسکتس حضور داشت و اجازه نمی داد که او حمله را آغاز کند. دو مدافع میانی بارسا و دو هافبک میانی این تیم، همگی بیش از بوسکتس در این دیدار صاحب توپ شدند.

دو مهاجم دیگر بایرن، روبن و ریبری، در سد کردن راه مدافعان کناری بارسا بسیار خوب عمل می کردند. ریبری با حملات دنی آلوس مجبور می شد رو به عقب حرکت کند و چند بار هم به مشکل خورد اما در مجموع، بایرن منسجم بود و حرکات بازیکنان تیم بسیار یکپارچه صورت می گرفت. مسی تنها چند بار در بین خطوط صاحب توپ شد و برای دریافت توپ، دائما به سمت راست متمایل می شد.

خاوی مارتینس، اینیستا را پرس کرده بود و شواین اشتایگر، علی رغم اینکه در دقایق ابتدایی تحت تاثیر بازی خوب ژاوی قرار داشت، با انرژی بالا وظایفش را انجام می داد. هافبک های بارسا همگی عقب تر از آن چیزی که دوست داشتند، بازی می کردند. بوسکتس برای اینکه فضا پیدا کند، رو به عقب می رفت؛ ژاوی به جای اینکه در جنگ های میانه میدان شرکت کند، در مقابل خط دفاعی تیمش حرکت می کرد و اینیستا در  بیشتر لحظات در حال انجام وظایف ژاوی بود و فرصت برقراری ارتباط بین خط میانی و حمله را نداشت.

 

 

 

آنها در لحظاتی از هوش بالای شان برای پیدا کردن فضا استفاده می کردند اما در نهایت، پاس های آنها همیشه در مقابل خط دفاعی بایرن بود و هرگز نتوانست به دروازه باواریایی ها نفوذ کند.

 

مارتینس و بازی فیزیکی

بازیکن کلیدی بازی خاوی مارتینس بود که کار تخصصی اش در این دیدار متوقف کردن اینیستا بود (کاری که به نحو موثری انجام داد) این در حالی است که او معمولا به عنوان یک تخریب چی در میانه زمین عمل می کند. او یک پخش کننده توپ مورد اعتماد هم هست اما مارتینس در این دیدار تنها نقش یک هافبک فیزیکی را داشت ( 20 بازیکن حاضر در زمین بیش از او صاحب توپ شدند) او بیش از همه تکل زد و دو برابر بقیه خطا کرد.  

او همچنین در انتقال از دفاع به حمله هم نقش داشت و به خوبی از مهاجمان تیم حمایت می کرد؛ مانند کاری که در پیروزی 3-1 مقابل آرسنال انجام داد. او نشان داد که از چه انرژی و قدرت فیزیکی بالایی برخوردار است و اگرچه از ژاوی، اینیستا و بوسکتس تکنیک پایین تری دارد اما در مجموع، از لحاظ تاثیرگذاری چیزی از آنها کم ندارد.

مارتینس با شرایط فیزیکی بهترش، اینیستا را دچار مشکل کرده بود بعد از یکی از خطاهای او روی هافبک بارسادر نیمه اول، بوسکتس که احساس می کرد نیاز است تا یک بازیکن قدبلندتر در صحنه حضور داشته باشد، دخالت کرد (بوسکتس پیش از قدرت فیزیکی مارتینس را مورد ستایش قرار داده بود"خاوی مارتینس پتانسیل فیزیکی فوق العاده ای دارد. او در تمام طول زمین حرکت می کند و توپ را از آن خود می کند. او شُش تیم است") جالب اینکه آخرین حرکت اینیستا در دیدار دیشب، خطا روی مارتینس بود.

 

در این دیدار غیبت سیدو کیتا، بازیکنی که در زمان گواردیولا کمتر مورد استفاده قرار گرفت و در نهایت نوکمپ را ترک کرد، احساس شد. او می تواند وزن فیزیکی خط میانی بارسا افزایش دهد. هرچند او بازیکن ثابت بارسا نبود اما در دیدارهای خارج از خانه بارسا در نیمه نهایی چمپیونزلیگ سال های 2009، 2010 و 2011 از ابتدا به میدان رفت. کاتالان ها به جای او الکس سانگ را خریدند که در این دیدار مورد استفاده قرار نگرفت.

ضربات آزاد

بارسا روی کرنرها، از نظر قدی نسبت به حریف ضعیف تر بود و این برای آنها بسیار مشکل ساز شد. پیکه در نبردهای هوایی خوب است؛ بارترا و بوسکتس هم توانایی خوبی در بازی هوایی دارند اما مشکل بارسا در نبردهای هوایی در دیدار مقابل پاری سن ژرمن کاملا واضح بود و در دیدار دیشب هم در مصاف با مارتینس، دانته، گومز و مولر هم بسیار مشکل ساز بود.  

بارسایی ها اگر 11 کرنر به بایرن نمی دادند (کرنرهایی که بعضی از آنها خیلی راحت به دست آمد) می توانستند به خودشان کمک کنند. دو گل اول بایرن روی حرکات مشابه روی توپ های مرده به دست آمد- یک ضربه سر در عرض، به جای ضربه سر مستقیم به سمت دروازه-  و گلزن توانست از آنها استفاده کند. حتی ضربات آزاد بایرن هم با همکاری و هماهنگی بالایی زده شد.

جالب اینکه بهترین موقعیت های بارسا هم روی ضربات آزاد به دست آمد اما بارترا نتوانست از آنها استفاده کند.

 

 

ضدحملات

بارسا در نیمه دوم با بازیکنان بیشتری حمله می کرد و همین باعث شده بود تا در ضدحملات ضربه پذیرتر شوند. یکی از فاکتورهایی که بایرنی ها در نیمه اول عملکرد چندان مثبتی در آن نداشتند، دریبل بود- از 14 تلاش آنها برای عبور از بازیکن حریف، 12 بار ناموفق بودند- اما با استفاده از سرعت ریبری و روبن می توانستند تیم حریف را به دردسر بیندازند.

روی گل سوم، پیکه برای کمک به خط حمله جلو رفته بود و همین خط دفاعی بارسا را آسیب پذیرتر کرده بود. در مقابل بایرنی ها با یک انتقال توپ سریع و ضد حمله فوق العاده، توانستند به گل برسند. اتفاقی که اولین بازی روبن برای بایرن مقابل ولفسبورگ در فصل 10-2009 را تداعی کرد.

تعویض های دیرهنگام

ویلانووا در به کارگیری پلن B نامطمئن بود. پدرو و سانچس تغییر پست دادند و تنها در دقیقه 83 بود که تیتو سرانجام تصمیم گرفت اولین تعویضش را انجام بدهد و داوید ویا را جانشین پدرو کرد.

این در حالی است که بعد از اینکه بایرن 2-0 پیش افتاد، هاینکس یک تعویض منطقی داشت و لوئیس گوستاوو را به جای ماریو گومز به میدان فرستاد تا انرژی و قدرت تدافعی بیشتری به خط میانی تیمش وارد شود. مولر کمی عقب تر آمد و شواین اشتایگر کمی جلوتر رفت تا در 20 دقیقه پایانی، با استفاده از قدرت تهاجمی اش، دروازه بارسا را بیشتر تهدید کند.

نتیجه گیری

همان طور که انتظار می رفت بارسا مثل همیشه مالکیت توپ را بیش از حریف در اختیار داشت اما این بایرن بود که با یک بازی منظم و استفاده از نقاط ضعف بارسا، توانست بهترین پیروزی چند سال اخیر را مقابل آنها به دست بیاورد. بایرن فیزیکی کار کردف از ضربات آزاد بهره گرفت و با ضدحملات سریع، فرصت عکس العمل را حریف گرفت.

شاید ایده ای که بایرنی ها در دیدار دیشب به اجرا گذاشتند، جدید نبود و قبلا رئال مورینیو هم از آن استفاده کرده بود اما نکته قابل توجه این بود که بایرنی ها این ایده را در سطحی بالاتر و جذاب تر به اجرا گذاشتند.

 

/ 0 نظر / 6 بازدید