نمایش دلچسب تئاتر رویاهایمان، همینجا در دل قاره سبز

سایت گل- دقیقا 21 فصل ، از فرمت جدید رقابتهای "لیگ قهرمانان اروپا"، معتبر ترین لیگ دنیا می گذرد. فرمتی که ، خیلی از تیم های اروپایی که در پایان فصل توفیقی به کسب قهرمانی در لیگ داخلی خود، دست پیدا نمی کنند، به این طریق با کسب سهمیه در رقابتهای داخلی ، خود را در این لیگ دلربا می بینند. به این شکل طبعا ، تیم های بیشتری از لیگ های معتبر دنیا ، توان حضور و خودنمایی را در این لیگ جذاب خواهند داشت.جذابیتی که ، به طور قطع خیلی ها زیبایی وصف نشدنی آنرا مدیون "لنارت جانسون" رئیس سوئدی و پیشین  یوفا می دانند. فردی که سرانجام تابوها را بعد از سالها شکست و با روی کار آمدن در سمت یوفا ، فرمت جدیدی برای این رقابت ها تعریف کرد . در واقعه لنارت یوهانسون ، با شکستن تابو، کار ناتمام "ژاک گئورگ" رئیس فرانسوی و پیشین یوفا را در اولین سال حضور خود در یوفا به سرانجام رسانید. فرمتی که از زمان حضور "ابه شوارتز" اولین رئیس اتحادیه باشگاههای اروپا تشکیل و سپس بعد از37 سال به دست رئیس سوئدی به بهترین امر اجرا شد. و تا به کنون هم حتی با کنار رفتن جانسون بعد از 17 سال و به کار آمدن میشل پلاتینی هم؛ کماکان به بهترین شکل ممکن ، اجرا می شود. هرچند نباید از یاد برد؛ بعد از تشکیل فرمتلیگ قهرمانان اروپا، چند سالی زمان برد تا تیم هایی که در لیگ های خود به امر مهم قهرمانی نرسیده اند هم در این لیگ مجوز حضور پیدا کنند. در هر حال هرچه که هست ، اینجا خیلی وقت است که، تبدیل به نمایش دلچسب تئاتررویاهایمان شده است. از سرود زیبای ابتدا آغاز مسابقات آن گرفته، که  به بخش جدانشدنی و خاطره انگیز از این مسابقات مبدل گردیده، سرودی که از آثار "فردریک هندل"  اقتباس گرفته شده و سپس توسط "تونی بریتن" آهنگساز معروف انگلیسی ساخته شده است . تا آن مراحلِ جذاب و پر التهاب آور حذفی، رفت و برگشت . در هر حال برای پایان، پنجاه و هشتمین دوره این تورنمنت و رسیدن به جاده انتهایی ومبلی، فقط یک مرحله دیگر مانده است. تقابل جذاب و دیدنیماتادورها با فوتبال ماشینی، تا فبنال ومبلی چیزی نمانده است.

 

 

زنبورهای زرد بازخواهند گشت/ همچنان بی شکست و بی پروا

 

بوروسیا درتمند، تیم زرد و سیاه پوشان محبوب ، تیمی که شهرشان "درتمند" حتی ششمین شهر پرجمعیت آلمان هم محسوب نمی شود .شهری واقع در ایالت نوردراین-وستفالن، آنها فقط بزرگترین شهر در ناحیه "رور" آلمان محسوب میشوند. در این میان، نام درتمند زیر نام های بزرگ شهرهای آلمان، از جمله برلین، هامبورگ، مونیخ و فرانکفورت گم می باشند. اما با این حال چیزی که حیرت انگیز ست ، محبوبیت تیم اول شهر تاریخی آنهاست . بوروسیا درتمند، تیمی که مردمانش به نحوی آنها را در همان ورزشگاه قدیمی"وست فالن استادیون"، همان ورزشگاهی که از سال 2006 بدلیل مسائل تجاری به نام "سیگنال ایدونا پارک" تغییر نام یافت. تشویق می کنند که گویی هر بازی آنها در این ورزشگاه حکم فینال را دارد. ورزشگاهی با بیش از 80 هزار نفر گنجایش تبدیل به جهنم کده ای؛ برای حریفان شده ست . ورزشگاهی که نام "خانه اپرای فوتبال آلمان" به آن اطلاق می شود. از همان ورزشگاهی سخن می گویم که ، رئال مادرید را با همه فوق کهکشانی های خود در اینجا ؛ زمین گیر کرد. مثله همان زمانی که برای دست یابی به تک قهرمانی خود در اروپا، همراه با "هیلتسفیلد" متفکر، اوسر و مهمتر از آن منچستریوایتد را در همین تکه جهنم با آن گل معروف "رنهترتسچوک" رهسپار خانه کردند. و سرآخر برای دست یابی به ثمره جاه طلبی های خود، در نهایت در ورزشگاه المپیک مونیخ ، ورزشگاه رقیب دیرینه شان، بایرن مونیخ تیم یوونتوس مارچلو لیپی را هم با درخشش "کارل هاینس ریدل" و "لارس ریکن" خوش سیما شکست دادند. آنها بعد از 15 سال برگشتند، تا دوباره اینبار با مربی جاه طلب خود، "یورگن کلوپ" این عنوان را تکرار کنند. آنها حتی تا ته یاس و ناامیدی هم پیش رفتند، اما در همین جهنم وست فالن در دقیقه 92 با گل "فلیپه سانتانا" بازگشتند، آنها بازگشتند تا یاد و خاطره آندرس مولر ، یورگن کوهلر ، کارل هینز ریدل، لارس ریکن ، را زنده کنند. همان تک قهرمانی سال 1996 که هوادارانشان، هر سالهِ منتظر دربی بزرگ روهر هستند. تا بادردست داشتند پلاکارد های بزرگ و حک عدد 96 ، آن سالها را به یاد حریف درینه خود شالکه یادآوری کنند. تیم ناحیه "رور" ، حالا مهمان ناخوانده مرحله نیم پایانی لیگ قهرمانان اروپا محسوب می شوند. آنها از میان چهار تیم پایانی فصل گذشته، جای چلسی قهرمان فصل پیشین را گرفته اند و امید دارند نقش آنها را در این فصل تکرار کنند. بروسیایی ها هرچند شاید به اندازه ، مادریدی ها ، بارسایی ها و حتی رقیب دیرینه شان مونیخی ها پشتوانه مالی نداشته باشند. اما بازهم با دُر دانه های دست پرورده ای همچون ؛"روبرتلواندوفسکی" ، "مارکو رئوس"، "ماریو گوتزه"، "سوبوتیچ" و "مت هولمز" که حاصل پدر فداکارشان یورگن کلوپ است ، کماکان بی پروا جلو می آیند. فراموش نکنید آنها تنها تیم شکست نخورده لیگ قهرمانان هستند.

 

 

رویای دهمین قهرمانی، بعد از یازده سال انتظار / آقای خاص به فکر شکستن رکورد فاتح فاتحان، باب پیسلی فقید

 

مگر ممکن است ، تاریخ فوتبال را ورق زنید، اما نامی از تیم قوهای سفید اسپانیا در آن دیده نشود. آنها به زبان ساده، تاریخ فوتبال و تاریخچه خود را در دهه 50 به محکمترین شکل ممکن در اروپا برداشت و به دیگران دیکته کردند. دو بار تیم نگون بخت، رمس فرانسه سپس فیورنتینا ، میلان و سرانجام اینتراخت فرانکفورت ، اینها اسامی تیم هایی هستند که در پنج فینال پیاپی لیگ قهرمانان شکست خورده ابدی دربرابر نماینده سفید پوشان اسپانیا بودند. حتی میلانِ 1958 جوزپه ویانی ، تا آستانه قهرمانی هم پیش رفتند، تا قوهای سفید را بعد از سالها حکم فرمانی بر زمین بزنند، اما وایکینگ ها در همان دقایق پایانی برخواستند تا نمایش دلربای "لوئیس کارنیلیا" سرمربی مقدرتشان را به دل پذیرترین شکل ممکن به سرانجام برسانند. آنها با بازیکنانی همچون، " آلفرد دی استفانو" ، " هکتور ریال"، "خوزه ایگلسیاس"، "فرانسیسکو گنتو" و همچنین "فرانس پوشکاش" مجاری ، چنان نمایش حیرت انگیزی در میدان زمین از خود به جا می گذاشتند که برای حریفان چاره و راهی جزء شکست میسر نبود. بردن 5 قهرمانی پیاپی از همان سال ابتدایی از شروع و تشکیل این رقابتها نشان ازقدرت برتر این تیم در آن زمان ها در تاریخ و نوع فلسفه این تیم داشت. از دل تاریخ، از دل سیاه و سفیدی ها ، از دل سادگی ها و تکه لنگه کفش های پاره؛ برگردیم به زمان خودمان ، زمان پر زرق و برگ ، در واقعه شاید وایکینگ ها زمان حال را با همه پر زرق و برگ بودنش به زیبایی همان گذشته ، دوست نداشته باشند. آنها همان سالهای قدیمی را به هر چیز دیگری ترجیح می دهند. 32 سال انتظار برای دوباره پس گیری این جام ، برای آن جوانانی که قدرت پرآوازه تیمشان را در اروپا می نگریستند ، شاید دیگر خیلی دیر باشد. هر چه بود ، "پردراگ میاتوویچ" صرب تبار؛ به دلِ دروازه "آنجلو پروتزی" گلر یوونتوس زد، تا بعد از 3 دهه ورزشگاه آمستردام آرنا، هلند جایگاه آرام گرفتن مادریدی ها لقب بگیرد. آنها بازگشتند تا مسیر دوباره قهرمانی شان راآغاز شود. وایکینگ ها حتی بعد از این ؛هشتمین و نهمین بار هم توانستن قلعه اروپا را فتح کنند، آخرین تاج گذاری آنها برمیگردد به شهر گلاسکو، همان گل قرن "زین الدین زیدان" را می گوییم ؛  آن جام آخرین جام و آخرین تاج گذاریقوهای سفید در اروپاست. از آن جام تا به الان یازده سال می گذرد؛ سالهایی که قدر همان سالهای لعنتی انتظار 32 ساله، برایشان منزجر کننده ست. دل بوسکه محبوب، فصل بعد به شکل عجیبی ، نیمه نهایی را به یاران مارچلو لیپیواگذار میکند، تا او که نقش شماره اول ، 2 قهرمانی این تیم در اروپا بود ، وداع کند. اسامی دیگری را مرور می کنیم، کیروش، لوگزامبورگ، برند شوستر، خوانده راموس ، پلگرینی و حتی فابیو کاپلوی مقتدر ؛ هیچ یک منجی نخواهندبود. میراث پوشکاش ها ، دی استفانوها، بازهم به مرز فروپاشی پیش می رود. شکست های متوالی و طلسم شده در مرحله 1/8 نهایی تنها کاری است که از این نام ها برمی آمد. تا آنکه آن مَرد آمد. آن مرد با فلسفه خاص خود آمد. آنها فصل پیش تا آستانه دیدار پایانی ، پیش رفتند، اما همان ضربات پنالتی لعنتی، مانع از رفتنشان به مرحله پایانی شد. اما اکنون آنها بازهم این فرصت را دارند تا خود را در ومبلی ببینند. آنها بازهم برای فتح دهمین تاج گذاری در اروپا، باید با آلمانی ها دیدار کنند تا یکی از بلیت های پایانی را مال خود کنند. مورینیو به خوبی میداند این فرصت آخر اوست ، او 180 دقیقه تا ومبلی فرصت دارد، به طور قطع او دیگر نمی خواهد سرنوشت را به دست پنالتی های بی رحمی بسپارد و خود مانند کودکی کنار زمین زانو بزند تا مشاهده گر این باشد ، پنالتی ها چه سرنوشتی را برایش رغم خواهد زد. 

 

 

اف سی هالیوودی ها خطرناک تر از هر زمان دیگر/ برنده ابدی نیمه نهایی ها

 

بایرن مونیخ مدل "یوپ هینکس"، گویی آنها مثله بتهوون ، در میدان، شروع به نمایش استعدادهای بالغوه خود می کنند. "یوپ هینکس" که بعد از "گرد مولر" موتور گلزنی تیم بایرن مونیخ و "کلاس فیسشر"گلزن قهار شالکه ای ها ، با 220گل، سومین گلزن تاریخ بوندسلیگا محسوب می شود. این میل ذاتی هینکس در امر هجوم و گلزنی، را می شود به خوبی در تیم های امر هدایت اش هم دید. او زمانی تیم رئال مادرید را بعد از 32 سال قهرمان لیگ قهرمانان اروپا کرد؛ که تیمشیکی از هجومی ترین تیم های این رقابت ها محسوب می شد. اکنون ، باوارایی ها چشم ها را به او دوخته اند ، تا این پیرمرد دوست داشتنی و حالا محبوب نزد آنها بتواند ، اف سی هالیوودی ها را زودتر از زمان مقرر و پیش از آمدن پپگورادیولای متفکر ؛ پرچم شان را بر بام اروپا به اهتزاز در آورد.تیمی که این فصل تقریبا به تمام رکورد های ممکن در آلمان حمله برده است و خیلی زودتر از آنکه هوادارانش در ابتدای فصل فکرش را هم بکنند ، قهرمانی 23 مین خود را تثبیت کردند. آنها در این سالها نشان داده اند؛ هنر رسیدن به فینال لیگ قهرمانان اروپا را ، بهتر از هر تیمی دیگری بلد هستند. فصل 99-1998 مرحله نیم نهایی، تساوی در شهر کیف در برابر تیم چغر دینامو ، به لطف گل دیرهنگام "کریستین یانکر" . سپس در بازی برگشت، تک گل "ماریو باسلر" کافی بود ،تا بایرنی ها به فینال نیوکمپ رهسپار شوند. 2 سال بعد فصل 01-2000 نیم نهایی بین باوارایی ها و رئال مادرید، اینبار بایرنی ها با "اوتمار هیتسفیلدِ" متفکر بودن که شکست فصل قبل در این مرحله در برابر مادریدی ها را جبران کردند و بلیت سن سیرو میلان را گرفتند. حالا می رویم به نیمه نهایی فصل 10-2009 ، اینبار بایرن مونیخ مدل هلندی فان خال و برگرفته از توتال فوتبالِ "رینوس میشل"، منتهی با درصدی پائین تر از کلاس جهانی هلنددهه 70 ، بایرن مونیخ مجالی برای درخشش نماینده نگون بخت فرانسه، یعنی المپیک لیون باقی نگذاشت، تا سرآخر راهی فینال مادرید شوند.آخری این درام هم برمیگردد به سال گذشته، که توانستن در ضربات پنالتی در سنتیاگو برنابئو، جشن صعود به فینال را برگذار کنند. اینها بخشی از درخشش مونیخی ها در نیم نهایی چند سال اخیر بودند، اما آنها تقریبا همواره شکست خورده ابدی بازی نهایی بودند. آنها در 4 فینال اخیر لیگ قهرمانان ، به تریتب از تیم های منچستر یونایتد، اینتر و چلسی شکست خورده اند و فقط توانستن والنسیا را در ضربات پنالتی شکست دهند و قهرمان شوند. در این بین از یونایتدی ها درآم انگیز ترین شکل ممکن شکست را قبول کردند و در خانه فصل پیش به چلسی باختند. اما هاینکس کهنه کار اینبار آمده ست ، پس از فتح قلعه دشوار بارسلونا ، در فینال دیگر بازنده ی ابدی نباشد .

 

 

آبی و اناری ها به فکر تاریخ ساز شدن / تیتو پرچمدار راه یوهان کرایف ها 

 

فلسفه فوتبال بارسلونا در این سالها مشخص تر از هرتیم دیگری بوده ست . آنها گویی فقط و فقط به چیزی جزء قهرمانی فکر نخواهند کرد . قهرمانی های که به نظر برای آنها سیراب شدنی نیست . این فلسفه ای ست که از زمان هدایت، یوهان کرایوف بزرگ در این تیم رخنه کرده و چیده شده است. نظامی که توسط "فان خال"و"فرانک ریکارد" بازسازی و سرآخر به دست "پپ گواردیولا" به بهترین شکلممکن به اجرا در آمده است. پپ محبوب با 2 قهرمانی در اروپا ، در پایان فصل ترجیح داد از تیم جدا شود. اما حالا انتظار میرود "تیتو ویلانوا" دستیار پپ، بتواند این نظام را در تیم ادامه دهد. تیتو ویلانوا همین الان هم نیمی از راه را رفته است. او تقریبا رئال مادرید و مورینیو را برای رسیدن به سی و سومین قهرمانی خود در لالیگا نامید کرده است . آبی و اناری ها اکنون دوباره خود را ، طبق عادت همه ساله، در مرحله نیمه پایانی رسیدن به جاده انتهایی ومبلی می بینند. همان جایی که رویایی خودشان را برای رسیدن به پنجمین قهرمانی در آن جستجو می کنند. ورزشگاه ومبلی لندن؛ به راستی چه بهتر از این ورزشگاه زیبا ، برای آبی و اناری پوشان. فراموش نکنید، آنها 2 فصل پیش در همین ورزشگاه ، منچستر یونایتدِ الکس فرگوسن را در لندن، مورد شماتتقرار دادند. حالا آنها برای دست یافتن به یکی از بلیت ها انتهایی ومبلی باید با بایرن مونیخ، تیمی که این فصل انواع و اقسام رکوردها را در بوندسلیگا جابه جا کرده است روبرو شوند. با این حال آنها فراموش نمی کنند به چه شکل در مرحله 1/8 نهایی، در گرداب مردان روسونری ها گرفتار شدند. اما به طریق، معجزه آسایی در نیوکمپ توانستند، شکست بازی رفت را جبران کنند. تیتو نباید فراموش کند ، حتی دربرابر تیم متحول شده پاری سنت ژرمن؛ به لطف گل زده در خانه حریف، و با 2 تساوی ناامید کننده به مرحله نیمه پایانی رسیده است. آنها به خوبی میدانند بایرن مونیخ "یوپ هینکس"، دربرابر هیچ تیمی رحم و مروت نشان نمی دهد؛ آنها رکورد صددرصد پیروزی در مرحله حذفی در خانه حریفان را به ثبت رسانده اند. یعنی دقیقا همان جایی که ،نقطه مثبت برای آبی و اناری پوشان محسوب می شود. یعنی اتکا به ورزشگاه 99 هزار نفری خود، نیوکمپ. با این حال، آنها از ژاوی هرناندس، آندرس اینیستا و شاهزادهخود، لیونل مسی برخوردار هستند. اینها می توانند از هر سدی بگذرند. پس باید منتظر نمایش دل انگیز و ناب ؛ مردان تیتو با باوارایی ها باشیم.

 

 

ورزشگاه ومبلی؛ اینجا آخــر دنیاست. 

 

گویند اینجا سمفونی نامداران است. خیلی ها برای رسیدن به اینجا حاضرند جان دهند! اینجا نقطه انتهایی دنیاست . ورزشگاه دراماتیک ومبلی،حالا دوباره بخشی از تاریخ پر عظمت این جام شده است. اینجا دیگر، جای آن تیم های کوچک با رویاهای پر انتهای که قد دل آسمان با حقیقت فاصله دارد نیست. اینجا جای دانه درشت هاست. اینجا جایی ست که انگار با اشک اجین شده است. اینجا جاییاست که سر آخر یک تیم اشک شوق خواهد ریخت و به اوج آسمان ها خواهد رفت . تیم دیگری ، اشک شکست. به این خاطر که با تمام عظمت و پیش گرفتن از همه بزرگان، آنها تا پله انتهایی این جام آمده اند و اما سرآخر با دست خالیباید سکو را ترک کند. مثله همان اشک های دلگیر و درد آور تیری هانری، مثله همان اشک های تمام نشدنی سانتیاگو کانیزاس، و بازهم مثل آن اشک های دژم جان تری ، بعد از از دست دادن پنالتی خود، از سوی می تواند یادآور اشک شوق کریس رونالدو در زیر باران باشد و یا یاد آور،اشک های خاویر زانتی و صدها اشک هایی از ته شوق . این جا جایست یکی به عرش می رود و یکی به ته غمکده خود، اینجا نقطه آخرست . اینجا برای مان ؛ یاد آور نیمه شب های سرد زمستانی و در انتها این داستان فصل مرطوب بهاری ست ، جعبه ای جادویی ای، خیره به جعبه که چه نمایش دل انگیزی رامی خواهد برایمان به اجرا خواهد آورد. این یک خط جان مایه و حکایت روزها و خاطرات شاد و غمگین من و شماست. هر چه که هست، پایان سمفونی نامداران پر عظمت لیگ قهرمانان این فصل هم رو به پایان است.در این سمفونی فاخر، شما برای کدامیک هورا میکشید.

 

/ 0 نظر / 34 بازدید