آنالیز کامل دیدار دورتموند- رئال؛ سیاه چاله زرد در کهکشان مادرید

یورگن کلوپ در این دیدار بلاژیکوفسکی را به جای گروس کروتز راهی میدان کرد و مارکو رویس هم در سمت چپ خط میانی زردها قرار گرفت.

در سمت مقابل، مورینیو لوکا مودریچ را از ابتدا به میدان فرستاد و دی ماریا را روی نیمکت قرار داد زیرا ستاره آرژانتینی به تازگی صاحب یک فرزند دختر شده بود و این تا اندازه ای تمرکز او را به هم زده بود. البته حضور مودریچ در این دیدار چندان هم تعجب آمیز نبود زیرا یکی از دلایل اصلی به خدمت گرفتن این ستاره کروات، شکست رئال در مرحله نیمه نهایی فصل گذشته چمپیونزلیگ مقابل بایرن بود. اوزیل هم در این دیدار در سمت راست خط میانی رئال قرار گرفت.

دورتموند در اکثر دقایق بازی تیم برتر میدان بود؛ بعد از اینکه توپ ها را از دست می دادند، بلافاصله آن را پس می گرفتند و فشار زیادی روی خط دفاعی چهار نفره رئال وارد کردند.

ضرباهنگ بازی

این دیدار نبرد بین دو تیمی بود که تمایل دارند بازی را با ضرباهنگ هایی متفاوت بازی کنند؛ دورتموند که مایل است تا نمایش های هجومی با انتقال هایی سریع داشته باشد، در مقابل رئال که ترجیح می دهد صبورانه بازی کند و از هافبک هایی استفاده کرد که تمایل بیشتری برای حفظ توپ داشتند. مودریچ که در این دیدار در پست اوزیل بازی می کرد، عقب تر از او بازی می کرد و رئال بیش از اینکه مانند همیشه 4-2-3-1 بازی کند، بیشتر 4-3-3 بازی می کرد و آلونسو هافبک دفاعی اصلی بود.

اما دورتموند بازی را عالی آغاز کرد و پاسکاری های رئالی ها را از همان جلو متوقف می کرد. در دقایق ابتدایی، رونالدو در حالی که توسط دو بازیکن حریف تحت فشار قرار گرفته بود، توپ را در کناره زمین پیش می برد و مودریچ با تکل بازیکنان دورتموند، توپ را از دست داد. دورتموندی ها با پرس شدیدی که هافبک های شان وارد کرده بودند، بازی را وارد فاز مورد علاقه خودشان کردند.

حتی پیش از گل اول (در دقیقه 8)، مورینیو را دیدیم که از بازیکنانش خواست بازی را آرام کنند و با عجله توپ را از دست ندهند. با توجه به فشاری که روی هافبک های رئال بود، آنها پاس های نامشخصی برای ایگواین ارسال می کردند و این فشار همچنان ادامه پیدا کرد.

گوتزه، اوزیل را از جریان بازی خارج کرد

مبارزه مستقیم بین ماریو گوتزه و آلونسو در سراسر بازی بسیار جذاب بود. به آلونسو گفته شده بود که در زمان مالکیت توپ دورتموند، با گوتزه یارگیری کند اما گوتزه با جابجایی های مداوم، وارد فضاهایی می شد که آلونسو نمی توانست او را تعقیب کند.

اگر پیش از آغاز بازی این سوال وجود داشت که در کنار اوزیل، گوتزه می تواند در چه پستی بازی کند، بعد از پایان بازی به این سوال پاسخ داده شد؛ او می تواند در همان پست اوزیل. اوزیل در این دیدار در کناره زمین بود و تاثیرگذاری همیشگی را نداشت. او چند پاس خوب داد اما احتمالا به گوتزه به خاطر پست بازی اش حسودی می کرد. این مقابل خوبی برای اینکه (1) جابجایی های عرضی برای اوزیل چه اندازه مهم است (2) گوتزه تا چه اندازه می تواند موثر باشد.

 

گوتزه و رویس در دیدار رفت دو تیم دورتموند و رئال در مرحله گروهی، با کمک هم در سمت چپ نمایش خوبی داشتند اما این بار در هر دو جناح حرکت می کردند؛ ضمن اینکه بلاژیکوفسکی هم در سمت راست بسیار مفید بود. روی سه گل اول دورتموند، گوتزه در کناره های زمین بود- گل اول با ارسال او به دست آمد و در دو گل بعدی هم او در سمت راست جایگیری کرده بود.

 

مناطق کناری زمین

مشکل دیگر رئال، عدم عملکرد دفاعی مناسب از سوی بازیکنان کناری این تیم بود که یکی دیگر از اشکالات استفاده از اوزیل در کناره زمین بود. بارها در مورد عدم حضور رونالدو  در کارهای دفاعی صحبت شده است- این مسئله دیگر به یکی از ویژگی های بازی رئال تبدیل شده است و این سوال وجود دارد که آیا او با عملکرد فوق العاده اش در کارهای هجومی، این نقص را جبران می کند؛ پاسخ منفی است. گل او در یکی از مواردی که او جلوتر از پیشچک صاحب توپ شد، به دست آمد و به ندرت توانست توپی به دست بیاورد تا فرصت استارت زدن داشته باشد.

واضح است که اوزیل کمتر از دی ماریا تمایل به دویدن دارد و به همین دلیل، رئال در هر دو سمت، در کارهای دفاعی دچار مشکل بود. تعدد بازیکنان در کناره های زمین، به معنای فشار دائمی روی مدافعان کناری رئال در سراسر بازی بود. در واقعا فشار بالا، کلید مالکیت توپ بالای دورتموند بود. در واقعا آنها موقعیت های گل چندانی با پاس های دقیق به دست نیاوردند و به جز گل اول، ارسال های شان از کناره ها هم موفق نبود.

 

گل های دوم و سوم لواندوفسکی بسیار دیدنی بود؛ ضرباتی غریزی در شرایطی پرفشار. این در حالی است که او در محوطه جریمه به ندرت صاحب توپ شد.

 

 

جدال ها

رئالی ها وقتی بازی دیشب را تماشا کنند، از اینکه در نبردهای میانه زمین تا این اندازه ناکام بودند، ناراحت خواهند شد. دورتموند بیشتر تکل ها را از آن خود کرد و روی دریبل ها هم موفق تر بود.

 

 

البته وقتی رئال در بهترین شرایط باشد، در میانه زمین عالی کار می کند؛ پیروزی آنها مقابل والنسیا یکی از بترین نمونه هاست؛ رئالی ها در این دیدار در بیشتر جنگ های میانه میدان پیروز شده بودند.

دقایق تسلط رئال

رئالی ها در دقایق پایانی نیمه اول لحظات خوبی را سپری کردند. به نظر می رسد دورتموندی ها به نتیجه 1-0 راضی شده اند و از فشارشان کم کرده بودند؛ به طوری که مدافعان میانی رئال کاملا آزاد شده بودند. په په و واران که در دقایق ابتدایی لحظات سختی را پشت سر گذاشته بودند، در این دقایق راحت تر کار می کردند و رو به جلو حرکت می کردند.

گوتزه و لواندوفسکی بازی را با این پیش فرض آغاز کردند که باید آلونسو دائما از بازی خارج شود و نتواند عملکردش را به درستی انجام دهد اما در دقایق پایانی نیمه اول، نظم لازم برای این کار را از دست دادند. آلونسو زمان بیشتری در میانه زمین صاحب توپ بود؛ رئالی ها دائما با ضربات آزاد، فشار را در نیمه زمین دورتموند، افزایش دادند؛ البته آنها برای رسیدن به گل، نیازمند اشتباه غیرقابل جبران هوملس بود.

طوفان نیمه دوم

دورتموند بعد از گل اول، واکنش خوبی نداشت، ضرباهنگ بازی آنها کند شد و حتی بعد از گل، به نظر ناامید می رسیدند. به همین دلیل لازم بود که کلوپ بار دیگر تیمش را به شرایط ابتدای بازی برگرداند و از آنها خواست تا مانند 10 دقیقه ابتدایی، کاملا جریان بازی را در دست بگیرند؛ اتفاقی که با شروع نیمه دوم رخ داد.

تیم میزبان با انرژی دوباره ای نیمه دوم را آغاز کرد و در یک چهارم سوم بازی، به خوبی توانست کار را تمام کند (لواندوفسکی تا دقیقه 67، سه گل دیگر زد.)

یکی از کلیدی ترین بازیکنان در این مقطع- و البته در سراسر بازی- ایلکای گوندوگان بود. او در دقایق ابتدایی بازی کمی نزدیک به خط دفاعی بازی کرد تا بتواند پاس های دقیق تری بدهد و دورتموند اندک اندک به پیش رود اما در نیمه دوم، دوندگی های بیشتری داشت و تقریبا همان نقشی را بازی کرد که خاوی مارتینس در دیدار بایرن- بارسا برعهده داشت.

 

تعویض ها

مورینیو چاره ای جز انجام تعویض های هجومی نداشت. بنزما، جانشین ایگواین شد و دی ماریا، جای مودریچ را گرفت. این باعث شد تا رئال به سیستم همیشگی 4-2-3-1 برگردد. هرچند این تغییرات باعث نشد تا رئالی ها مالکیت توپ بیشتری داشته باشند و چهار بازیکنان جلوی زمین رئال، در اکثر اوقات سر راه هم قرار می گرفتند. در ادامه، کاکا جای آلونسو را گرفت و این باعث شد تا خدیرا و اوزیل، دو مدافع میانی شوند.

کلوپ بعد از گل های تیمش، سیستم دورتموند را به 4-5-1 تغییر داد؛ سباستین کِل جای بلاژیکوفسکی را گرفت تا کمربند میانی دورتموند قوی تر شود. این پاسخی به تغییرات مورینیو بود. البته این باعث نشد که رئالی ها در دقایق پایانی مالکیت توپ را در اختیار نگیرند و رونالدو حتی می توانست یک گل دیگر هم بزند اما این اتفاق رخ نداد.

نتیجه گیری

مربیان دو تیم بازی را به خوبی آنالیز کردند. کلوپ گفت:" تیمم نمایشی باورنکردنی داشت. رئال تیمی بسیار قوی است و قرار گرفتن مقابل آنها اصلا آسان نیست. ما در 25 دقیقه ابتدایی عالی بودیم اما پس از آن کمی، روند بازی را از دست دادیم و اجازه دادیم آنها به بازی برگردند. ما بین دو نیمه صحبت کردیم و من از بازیکنان خواستم تا بار دیگر مانند قبل بازی کنند. کار که ما انجام دادیم و خیلی بهتر از حریف بودیم."

مورینیو گفت:" آنها با اختلاف، تیم بهتر بودند؛ آنها بیشتر جنگ های نفر به نفر را بردند. آنها سازماندهی بهتری از ما داشتند و از نظر فیزیکی و ذهنی هم بهتر بودند. در مدت کوتاهی، بازی از 1-1 به 4-1 تبدیل شد. ما به راحتی توپ را زا دست می دادیم و نمی توانستیم با سرعت و انتقال آنها در ضد حملات مقابله کنیم."

 

/ 0 نظر / 5 بازدید